مجله هوش مصنوعی

آخرین اخبار و تکنولوژی های هوش مصنوعی را در اینجا بخوانید.

مجله هوش مصنوعی

آخرین اخبار و تکنولوژی های هوش مصنوعی را در اینجا بخوانید.

با کمک اندرو ان جی اولین پروژه‌ هوش مصنوعی خود را انتخاب کنید


پروژه‌ ی هوش مصنوعی

 

هوش مصنوعی آماده است تا تمام صنایع را دگرگون کند، همانطور که ۱۰۰ سال پیش الکتریسیته همه چیز را تغییر داد. طبق برآورد مک کینزی، تا سال ۲۰۳۰ هوش مصنوعی سیزده تریلیون دلار رشد تولید ناخالص داخلی ایجاد خواهد کرد که بیشتر آن در بخش‌های غیر اینترنتی شامل تولید، کشاورزی، انرژی، تدارکات، حمل و نقل و آموزش خواهد بود. ظهور هوش مصنوعی فرصتی را برای مدیران فراهم کرده است تا در هر صنعتی که هستند کسب‌وکارهای خود را متفاوت‌‌تر کنند و آنها را ارتقا دهند. اما اجرای یک استراتژی هوش مصنوعی در سطح شرکت به ویژه برای شرکت‌های قدیمی چالش برانگیز است. توصیه من به مدیران در هر صنعتی که هستند این است که با قدم‌های کوچک شروع کنند. اولین قدم برای ساختن یک استراتژی هوش مصنوعی، که از راهنمای تغییر کاربری هوش مصنوعی برگرفته شده، انتخاب یک یا دو پروژه‌ هوش مصنوعی در سطح شرکت است. این پروژه‌ها به شرکت شما کمک می‌کنند تا حرکت خود را در این مسیر آغاز کنید و دانش دست اولی را از چیزی که برای ساخت یک محصول هوش مصنوعی لازم است کسب کند.

 

 ویژگی‌های یک پروژه آزمایشی قوی هوش مصنوعی

برای بهره‌گیری از قدرت فناوری‌های هوش مصنوعی لازم است که آنها را متناسب با زمینه کسب‌وکار خود تنظیم کنید. هدف از این یک یا دو پروژه آزمایشی فقط ایجاد ارزش نسبی است. مساله مهم‌تر این است که موفقیت این پروژه‌های آزمایشی باعث می‌شود بتوانید ذینفعان را برای سرمایه‌گذاری در ایجاد توانایی‌های هوش مصنوعی شرکت‌تان متقاعد کنید. وقتی در حال انجام یک پروژه آزمایشی هستید، سوالات زیر را از خود بپرسید:

آیا این پروژه به سرعت تبدیل به یک موفقیت می‌شود؟

از نخستین پروژه آزمایشی هوش مصنوعی خود استفاده کنید تا کارها روی غلطک بیفتند. در ابتدا پروژه‌هایی را انتخاب کنید که به سرعت انجام شوند (به طور ایده‌آل در طی ۶-۱۲ ماه) و شانس موفقیت بالایی داشته باشند. به جای انجام تنها یک پروژه آزمایشی، دو یا سه پروژه انتخاب کنید تا شانس این را داشته باشید که حداقل یک موفقیت چشم‌گیر به دست آورید.

آیا این پروژه بیش از حد پیش پا افتاده یا دست و پاگیر است؟

پروژه آزمایشی شما لازم نیست که با ارزش‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی باشد اما باید به اندازه کافی معنی‌دار باشد تا پس از کسب موفقیت بتواند سایر رهبران شرکت‌ها را به سرمایه‌گذاری در پروژه‌های بعدی هوش مصنوعی ترغیب کند. در روزهای ابتدایی سرپرستی تیم Google Brain ، با شک و تردید گسترده‌ای در در مورد پتانسیل یادگیری عمیق روبرو شدم. برای گوگل تشخیص گفتار اهمیت بسیار کمتری نسبت به جستجوی وب و تبلیغات داشت، بنابراین تیم من به نوعی اولین مشتری داخلی گوگل بود.

با موفقیتی که در ساخت یک سیستم شناخت دقیق‌تر داشتیم ما تیم‌های دیگر را متقاعد کردیم که به Google Brain ایمان داشته باشند. برای پروژه دوم خود ، ما با Google Maps کار کردیم تا کیفیت داده‌ها را افزایش دهیم. هر پروژه موفق باعث می‌شد سرعت ما افزایش پیدا کند و می‌توان گفت Google Brain نقش اصلی را در تبدیل گوگل به شرکت بزرگ هوش مصنوعی فعلی ایفا کرد.

آیا پروژه شما مختص صنعت شما است؟

با انتخاب یک پروژه خاص برای شرکت، ذینفعان داخلی شما می‌توانند ارزش پروژه را مستقیماً درک کنند. به عنوان مثال، اگر شما یک شرکت تجهیزات پزشکی را اداره می‌کنید ، ساخت یک پروژه استخدام مبتنی بر هوش مصنوعی که قادر به نمایش خودکار رزومه‌ها است به دو دلیل یک ایده بد است:

(۱) احتمال بسیار بالایی وجود دارد که شخص دیگری یک پلت‌فرم استخدامی ایجاد کند که هم خدمات بهتری ارائه دهد و هم دیتابیس بزرگ‌تری داشته باشد. در نتیجه هم می‌تواند عملکردی بهتر از محصول شما داشته باشد و هم قیمت آن مقرون به صرفه‌تر باشد.

(۲) در مقایسه با یک پروژه که روی به کارگیری هوش مصنوعی در دستگاه‌های پزشکی کار می‌کند، این پروژه توانایی کمتری برای متقاعد کردن شرکت شما را دارد که هوش مصنوعی ارزش سرمایه‌گذاری دارد.

به هرحال ساختن یک سیستم هوش مصنوعی خاص برای مراقبت‌های بهداشتی با ارزش‌تر است، چه این پروژه استفاده از هوش مصنوعی برای کمک به پزشکان در تهیه برنامه‌های درمانی باشد یا ساده‌تر کردن روند پذیرش و ویزیت بیمارستان از طریق خودکارسازی و یا ارائه مشاوره بهداشتی شخصی‌سازی شده.

آیا با همکاران معتبر برای تسریع پروژه‌ هوش مصنوعی خود کمک می گیرید؟

اگر هنوز در حال ایجاد تیم هوش مصنوعی خود هستید، به فکر همکاری با همکاران خارج از شرکت باشید تا تخصص هوش مصنوعی را به سرعت تجربه کنید. اگرچه شما می‌خواهید تیم هوش مصنوعی داخلی داشته باشید با این حال سرعت رشد هوش مصنوعی بسیار بالا است و منتظر ماندن برای ایجاد این تیم ممکن است شما را عقب بیندازد.

آیا پروژه‌ هوش مصنوعی شما ارزش‌آفرینی می کند؟

بیشتر پروژه‌های هوش مصنوعی به یکی از این سه روش ارزش ایجاد می‌کنند:
۱- کاهش هزینه‌ها (تقریباً در هر صنعتی خودکارسازی، فرصت‌هایی برای کاهش هزینه‌ها ایجاد می‌کند)
۲- افزایش درآمد (سیستم‌های پیشنهادی و پیش‌بینی مبتنی بر هوش مصنوعی باعث افزایش فروش و کارایی می‌شوند)
۳- راه اندازی مشاغل جدید (هوش مصنوعی می‌تواند پروژه‌هایی را را اجرایی کند که قبلا امکان آن نبود)

حتی بدون داشتن “داده های بزرگ” می‌توانید ارزش ایجاد کنید. برخی از کسب و کارها، مانند موتورهای جستجو، تعداد زیادی کوئری دارند و بنابراین موتورهای جستجو با داده‌های بیشتر عملکرد بهتری دارند.

با این وجود، همه کسب و کارها این میزان داده را در اختیار ندارند و ممکن است ساخت یک سیستم هوش مصنوعی با ارزش که حداقل ۱۰۰-۱۰۰۰ داده دارند امکان پذیر باشد. توصیه می‌کنیم داده‌های زیادی که در صنعت خود دارید، ملاکی برای انتخاب پروژه‌ها نباشد. بسیاری معتقد هستند که تیم هوش مصنوعی می‌تواند هر داده‌ی بزرگی را به یک ارزش تبدیل کند در حالی که اینطور نیست. پروژه‌هایی از این دست شکست می‌خورند. مهم این است که یک تئوری را توسعه دهید در مورد اینکه به طور خاص چگونه یک سیستم هوش مصنوعی می تواند ارزش ایجاد کند.

به سوی موفقیت پروژه‌ هوش مصنوعی

استفاده از فناوری یادگیری با نظارت یک منبع غنی از ایده‌ها برای آن دسته از پروژه‌های هوش مصنوعی است که انسان‌ها آن‌ها را انجام می‌دهند. شما متوجه خواهید شد که هوش مصنوعی به جای شغل‌ها، در خودکارسازی کارها عملکرد خوبی دارد و باید سعی کنید وظایف مشخصی را که در حالت عادی انسان‌ها انجام می‌دهند شناسایی کنید و بررسی کنید که آیا این کارها توانایی خودکارشدن دارند یا نه؟ بعنوان مثال، وظایف مربوط به کار رادیولوژیست ممکن است شامل خواندن اشعه ایکس، کار با دستگاه‌های تصویربرداری، مشاوره با همکاران و برنامه‌ریزی جراحی باشد. به جای اینکه بخواهید کل شغل خود را به طور خودکار انجام دهید، بررسی کنید که آیا فقط یکی از کارها می‌تواند از طریق اتوماسیون جزئی خودکار شود یا حتی کمی سریع‌تر انجام شود؟

من قبل از اجرای یک پروژه‌ هوش مصنوعی، توصیه می‌کنم جدول زمانی و خروجی مطلوب را مشخص کنید. همچنین بودجه مناسبی را به تیم اختصاص دهید.

یک رهبر تعیین کنید

فردی را انتخاب کنید که بتواند عملکردی چندوجهی از خود نشان دهد و پلی باشد میان متخصصان هوش مصنوعی و دیگر متخصصان شرکت. با این کار مطمئن می‌شوید که وقتی پروژه‌ ی هوش مصنوعی به ثمر برسد، بقیه سازمان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. باید تاکید کنیم که هدف تیم، ساختن یک استارت آپ هوش مصنوعی نیست. هدف آن‌ها ساختن یک پروژه موفق است که به عنوان اولین قدم نگاه شرکت و دیگر افراد را در مورد هوش مصنوعی تحت تاثیر قرار دهد و راه را برای ساخت پروژه‌های دیگر در آینده هموار سازد.

از ارزش تجاری و نظارت فنی مطمئن شوید

اطمینان حاصل کنید که اگر پروژه‌ هوش مصنوعی شما اجرایی موفقیت‌آمیز داشته باشد و صاحبان کسب‌وکار نیز موافق باشند که این پروژه ارزش کافی برای کسب‌وکار آن‌ها ایجاد خواهد کرد. نکته دیگر اینکه از امکان عملیاتی بودن پروژه خود مطمئن شوید. نظارت فنی می‌تواند هفته‌ها طول بکشد. همچنین به یک تیم فنی نیاز است تا اطلاعات شما را بررسی کند و حتی در صورت لزوم شاید آزمایش‌هایی در مقیاس کوچک انجام دهد.

یک تیم کوچک بسازید

من پروژه‌های آزمایشی بسیاری را دیده‌ام که با حدود پنج تا ۱۵ نفر اجرا شده‌اند. سطح دقیق منابع در هر پروژه بسیار متفاوت است، اما پروژه‌هایی که می‌توانند با یک تیم کوچک انجام شوند مزایایی دارند. در وهله اول می‌توان اطمینان داشت همه می‌توانند همدیگر را بشناسند و به طور متقابل کار کنند. همچنین ممکن است تخصیص منابع بدون دردسر انجام شود. در حالی که امروزه برخی از پروژه‌ها وجود دارند که نیازی به صدها و هزاران مهندس دارند، چنین سطح بالایی از منابع و نیروی انسانی برای پروژه آزمایشی هوش مصنوعی شما لازم نیست.

ارتباط برقرار کنید

زمانی که پروژه آزمایشی شما به نقاط عطف کلیدی رسید به طور خاص وقتی که نتیجه موفقیت‌آمیزی حاصل شد، حتما امکاناتی شامل گفتگو، پاداش و حتی روابط عمومی را برای تیم فراهم کنید تا درون شرکت شناخته شوند.

اطمینان حاصل کنید که تیم پروژه‌ ی هوش مصنوعی توسط مدیرعامل شناخته شده باشد. اگر یک تیم فناوری هوش مصنوعی دارید که با یک تیم تجاری کار می‌کند، مطمئن شوید که تیم تجاری، از حضور تیم هوش مصنوعی اعتبار و پاداش زیادی کسب می کند. این کار باعث می‌شود تیم‌های تجاری دیگری نیز به هوش مصنوعی روی خوش نشان دهند. من هدایت تیم Google Brain و تیم هوش مصنوعی بایدو را بر عهده داشتم که نیرو محرکه اصلی برای تبدیل این دو غول فناوری به شرکت‌های بزرگ هوش مصنوعی بودند. بنابراین فکر می‌کنم اکثر شرکت‌ها می‌توانند و باید در هوش مصنوعی مهارت داشته باشند.

لازم است تاکید کنم که هدف شما نباید رقابت با شرکت‌های پیشگام اینترنت باشد بلکه هدف شما باید تسلط بر هوش مصنوعی برای پیشبرد کسب و کار خودتان باشد. به یاد داشته باشید: اولین قدم انتخاب پروژه‌های آزمایشی مناسب و اجرای آن‌ها است.

منبع: hooshio.com

۵ روند و کاربرد سیستم های تشخیص صدا


سیستم های تشخیص صدا

آیا سیستم های تشخیص صدا به صورت اولیه را به خاطر دارید؟  سال‌ها پیش، اگر با تلفن‌تان شماره‌ای را می‌گرفتید از شما خواسته می‌شود که با صدای‌تان گزینه‌ای انتخاب کنید و این فرایند اغلب برای همه تجربه‌ای ناخوشایند به جا می‌گذاشت. برنامه‌های تشخیص صدای به اندازه کافی پیشرفته نبودند که بتوانند صدای همگی را تشخیص دهند. هرچند از آن زمان به بعد برنامه‌های تشخیص صدا پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌اند. امروزه اگر با داروخانه تماس بگیرید تا نسخه‌تان را تجدید کنید و یا اگر با خط مستقیم کسب‌و‌کاری تماس بگیرید، به احتمال زیاد با استفاده از سیستم تشخیص صدای پشتیبانی مشتری می‌توانید با موفقیت کارتان را انجام دهید.

علاوه بر این استفاده از سیستم های تشخیص صدا دیگر به خطوط مستقیم پشتیبانی مشتری محدود نمی‌شود. از سیستم‌های تشخیص صدا در تلفن‌های هوشمند و رایانه‌ها و هم‌چنین صنایع گوناگون استفاده می‌شود. موارد استفاده از سیستم های تشخیص صدا بی‌نهایت است. در ادامه برترین روندها و موارد کاربرد فن‌آوری‌های تشخیص صدا را با یکدیگر بررسی می‌کنیم.

۱- پرداخت موبایلی با استفاده از سیستم های تشخیص صدا

آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که در آینده چگونه هزینه‌ها را پرداخت خواهید کرد؟ آیا تا به حال به این فکر کرده‌اید که در آینده ممکن است به جای پرداخت پول نقد و یا استفاده از کارت‌های اعتباری‌، از صدای‌‌تان برای پرداخت هزینه‌ها استفاده کنید؟ فرا رسیدن چنین روزی چندان دیر نیست. هم‌اکنون برخی شرکت‌ها در حال ساخت و ارتقای سیستم های تشخیص صدا برای انجام تراکنش‌ها هستند. استفاده از سیستم‌های تخشیص صدا برای انجام تراکنش‌ها آسان است و زمانی‌که با استفاده از تلفن‌های هوشمند و یا رایانه‌تان خریدهای‌تان را انجام می‌دهید، نیازی به استفاده از کیف پول نیست.

در ادامه شیوه انجام تراکنش‌ها با استفاده از سیستم تشخیص صدا را توضیح می‌دهیم: در حالت عادی پیش از انجام خرید‌های اینترنتی باید رمز و یا شماره شناسایی شخصیخود را تایپ کنید، اما فناوری تشخیص صدا این امکان را برای شما فراهم می‌کند تا رمزی یک بار مصرف را بگویید و خریدتان را انجام دهید. عملکرد سیستم‌های تشخیص صدا همچون کپچاها
 و سایر رمزهای یک‌ بار مصرف است که استفاده از آن‌ها در انجام تراکنش‌های اینترنتی مطمئن‌تر است –  با این تفاوت که در سیستم‌های تشخیص صدا رمز را باید با صدای بلند گفت. از آن‌جایی‌که سیستم‌های تشخیص صدا ماهیتی تصادفی دارند و به همین دلیل شما مصمئن هستید کسی نمی‌تواند رمز شما را بشنود و در نتیجه به اسم شما خریدی انجام دهد، استفاده از این سیستم‌ها بسیار بهتر از یک رمز همیشگی است. به زودی استفاده از سیستم های تشخیص صدا در پرداخت‌های موبایلی به امری رایج و متداول تبدیل می‌شود.

۲- دستیاران مجازی با قابلیت تشخیص صدای افراد

اکثر ما با سیری، اَلکساو سایر دستیاران مجازی هوش مصنوعی که در محیط کاری و یا در محیط خانه به ما در انجام کارهای روزانه کمک می‌کنند، آشنایی داریم. برای مثال کاربران در هنگام رانندگی با استفاده از دستیاران هوش مصنوعی مسیریابی کنند، چیزی را در اینترنت جست‌و‌جو کنند و یا آهنگی پخش کنند بدون آن‌که مجبور باشند دستگاه (موبایل و غیره) خود را در دست بگیرند و یا چراغ‌های‌ خانه‌شان را روشن کنند. به طور کلی دستیاران مجازی به صدایی که آن‌ها را فعال کرده است، پاسخ می‌دهند و شیوه پاسخ‌دهی آن‌ها به کاربران مختلف یکسان است.

با وجود این امروزه فناوری‌هایی مانند پردازش گفتار وجود دارد که این امکان را برای سیستم‌های هوش مصنوعی فراهم می‌کند تا هویت کاربر را تشخیص دهند. برای مثال با بهره‌گیری از این فن‌آوری می‌توان سیستم‌های هوش مصنوعی را برای صدای فرد خاصی فعال کرد. طی سال‌های اخیر این فناوری در گوشی‌های اَپل به‌کار رفته است. شما می‌توانید گوشی اَپل خود را به گونه‌ای تنظیم کنید تا سیری فقط کارهایی را انجام دهد یا به سؤالاتی پاسخ دهد که با صدای شما گفته می‌شوند. در صورتی‌که دستیار هوش مصنوعی شما فقط با صدای شما فعال شود، احتمال این‌که کاربر غیرمجازی از دستگاه، اطلاعات و متعلقات شما سوءاستفاده کند، کمتر است. دستیاران هوش مصنوعی به سادگی برای هر کاربر غیرمجازی فعال نمی‌شوند. به طور قطع در آینده‌ای نزدیک از این فناوری در حوزه‌های دیگر استفاده می‌شود.

۳- تشخیص صدا برای تأمین امنیت

بیشتر مردم چندین حساب‌ کاربری اینترنتی دارند و  امنیت آن‌ها باید تأمین شود و برخی از این حساب‌های اینترنتی همچون حساب‌های بانکی به لحاظ امنیتی ریسک بالایی دارند. در دورانی که بانک‌داری اینترنتی به شهرت بالایی دست پیدا کرده ضروری است سیستم‌های تشخیص هویتیمطمئن شوند که فقط صاحب حساب می‌تواند به اطلاعات حساس دسترسی پیدا کند. یکی از جدیدترین شیوه‌های احراز هویت کاربر ، احراز هویت از طرق تشخیص صدا است. همچون دستیاران هوش مصنوعی که صدای شما را تشخیص می‌دهند، عامل تشخیص گفتار نیز به مثابه یک «رمز» منحصر به‌فرد از صدای شما برای باز کردن حساب‌‌های رمزدار استفاده می‌‌کند. از آن‌جایی‌که صدای صاحب حساب با صدای سایر افراد تفاوت دارد امکان دسترسی به حساب برای سایرین وجود ندارد.

استفاده از تشخیص صدا برای باز کردن حساب‌های کاربری امنیت بیشتری دارد، چرا که می‌توان از سیستم‌های چند عاملیاستفاده کرد و بسیاری از ویژگی‌های امنیتی مختلف را با یکدیگر ترکیب کرد. برای مثال فرض کنید برای دسترسی به نرم‌افزاری کاربردی بانک‌داری‌تان باید اثرانگشت خود را اسکن کنید و رمزی را به صدای بلند بگویید. استفاده از صدای برای دسترسی به حساب‌های اینترنتی ایمن‌تر از رمزهای قدیمی است. علاوه بر این، سیستم‌هایی وجود دارند که در کنار فناوری تشخیص صدا از فناوری تشخیص چهره نیز استفاده می‌کنند.

۴- تشخیص صدا در جرم‌شناسی و شناسایی مجرمین

یکی دیگر از موارد کاربرد تشخیص صدا استفاده از این فن‌آوری در شناسایی مجرمین است. در اختیار داشتن یک فایل صوتی از مظنونین یک جرم می‌تواند مدرک مهمی باشد. در حال حاضر  AGNITIO و Morpho (Safran) با یکدیگر همکاری دارند و از فناوری احراز هویت از طریق صدادر صنعت جرم‌شناسی استفاده می‌کنند. به لطف وجود چنین محصولی، فناوری احراز هویت از طریق صدا ( در کنار اثرانگشت و سایر روش‌ها) می‌تواند در سراسر دنیا در جهت شناسایی و بررسی سوءپیشینه افراد مورد استفاده قرار بگیرد.

این فناوری می‌تواند در مدت زمان کوتاهی صداهای زنده و یا ضبط ‌‌شده را تطبیق دهد و نرخ دقت این فناوری در تشخیص صداها بسیار بالا و برابر با ۹۹ درصد است. علاوه بر این فناوری تشخیص صدا میان لهجه‌ها یا زبان‌های مختلف تمایز قائل نمی‌شود. فن‌آوری تشخیص صدا تُن صدای افراد را محاسبه می‌کند و این‌که فرد چه کلماتی به کار می‌برد و یا به چه زبانی صحبت می‌کند در تشخیص آن تغییری ایجاد نمی‌کند. از این روی، فناوری تشخیص صدا می‌تواند در سراسر دنیا در حل جرایم کاربرد داشته باشد.

۵- تشخیص صدا در نرم‌افزارهای کاربردی ترجمه

فرض کنید به یک کشور خارجی سفر کرده‌اید و می‌خواهید اتاقی در یک هتل رزرو کنید. کارمند پذیرش زبان انگلیسی را به سختی متوجه می‌شود و شما هم به سختی می‌توانید به زبان آن‌ها صحبت کنید و اطراف شما کسی نیست که بتواند صحبت‌های شما را برای یکدیگر ترجمه کند. اما شانس با شما است چرا که هتل یک سیستم ترجمه دارد که با استفاده از فن‌آوری تشخیص صدا جملات را به صوتر لحظه‌ای ترجمه می‌کند. شما می‌توانید جمله‌های‌تان را برای سیستم بگویید و سپس سیستم زبان شما را پردازش می‌کند و آن را به صورت صوتی و یا بصری ترجمه می‌کند، در نتیجه کارمند پذیرش متوجه صحبت‌های شما می‌شود.

علاوه بر کمک به مسافرانی که به کشورهای خارجی سفر می‌کنند، از این فناوری می‌توان در تجارت‌ها، مدارس و سایر سازمان‌های بین‌الملل بهره گرفت. با استفاده از این فناوری به سادگی می‌توان با کسی که به زبان شما صحبت نمی‌کند گفت‌وگو کنید و می‌تواند تأثیر شگرفی در رفع موانع زبانی داشته باشد.

ما فهرستی از شرکت‌های فعال در حوزه پردازش گفتار را گردآوری کرده‌ایم تا در اختیار علاقه‌مندان و مخاطبان این حوزه قرار دهیم تا بتوانند اطلاعات کاملی در مورد هر کدام از این شرکت‌ها کسب نموده و نیازهای آن‌ها در این زمینه به خوبی مرتفع گردد.

منبع: hooshio.com

هوش مصنوعی در بازاریابی محتوا


هوش مصنوعی در بازاریابی محتوا

 

در دهه گذشته،  بازاریابان از تولید و توزیع محتوا برای مخاطبان مختلف به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد مشارکت، ایجاد اعتبار در یک صنعت و راهنمایی مصرف‌کنندگان در طول فرآیند خرید استقبال کرده‌اند. بازاریابی محتوا اکنون از طریق پست‌های وبلاگ، مطالعات موردی یا کتاب‌های الکترونیکی، بخشی مهمی از استراتژی‌های دیجیتالی مدرن را تشکیل می‌دهند. کاربرد هوش مصنوعی در بازاریابی محتوا رو به فزونی یافته و پیشرفت در زیرمجموعه‌های هوش مصنوعی، همچون پردازش زبان طبیعی، باعث ایجاد طیف وسیعی از ابزارهای تولید محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی شده است. برای بازاریابان، هوش مصنوعی فرصتی جدید برای تسریع و بهینه‌سازی در تولید محتوای نوشتاری فراهم کرده است.

 

درواقع ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند تمامی فرایند تولید را تغییر دهند تا به تیم‌های بازاریابی کمک کنند با استفاده از داده‌ها در مورد آنچه که باید بنویسند، مخاطبی که برای آن باید بنویسند و یافتن کارآمدترین روش‌ها برای جذب خوانندگان تصمیماتی درست بگیرند. در گزارش هوش مصنوعی در بازاریابی محتوا، که توسط بیزینس اشنایدر منتشر شده است نقش فعلی و بالقوه هوش مصنوعی در بهبود تلاش‌های بازاریابی محتوای یک سازمان بررسی شده است.

در این گزارش به این موضوع پرداخته شده است که چرا بازاریابان محتوا مجبورند با برنامه‌ریزی و تولید حجم بالایی از محتوای نوشتاری دست‌وپنجه نرم کنند و بررسی می‌شود که چگونه می توان با بهره‌گیری از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی، تحقیقات را تقویت کرد، رئوس مطالب از پیش نوشته شده را مشخص کرد و در تولید محتوا به یک روند با ثبات رسید. همچنین در مورد مسائلی که بازاریابان در عملکرد محتوا با آن روبرو هستند بحث می‌شود و بررسی می‌شود که چگونه ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند محتوا را برای جستجو بهینه کرده و روند توزیع محتوا را برای مخاطبان مختلف شخصی‌سازی کنند.

برخی از شرکت‌هایی که در این گزارش ذکر شده‌اند عبارتند از: Stackla ،Uberflip ،Vennli ،Yello ،Yseops. BuzzSumo, Concured, Curata, Frase.io, HubSpot, Keywee, MarketMuse, Narrative Science, Publishthis, Qordoba,

در اینجا به ذکر چند نکته مهم موجود در این گزارش پرداخته شده است:

• هوش مصنوعی می‌تواند در مرحله برنامه‌ریزی تولید محتوا کمک کند. به این صورت که با استفاده از ابزارها به طور پویا موضوعات مرتبط به آن محتوا را جمع آوری می‌کند تا به بازاریابان در شناسایی فرصت‌های عملی کمک کند.

• این فناوری نوین می‌تواند به بازاریابان کمک کند تا لحن و سبک نوشتاری ثابت خود را در طول زمان و هم در بخش‌های مختلف حفظ کنند.

• ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند به منظور سرعت بخشیدن به روند نوشتن، با ارائه خلاصه‌هایی از طریق ماشین یا خلاصه مطالب، تولید محتوا را مقیاس‌پذیر کنند.

• این ابزارها همچنین می‌توانند به بازاریابان کمک کند تا برای اطمینان از ایجاد منظم محتوای باکیفیت و قابل رتبه‌بندی، موتورهای جستجو و الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی را زیرنظر داشته باشند.

• ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند بازاریاب‌ها را در جمع‌آوری ، فیلتر کردن و تطبیق دادن محتوا از منابع مختلف کمک کنند تا نظارت بر محتوای مختلف خودکار شود.

• ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند مقادیر زیادی از داده‌های مخاطبان را تجزیه‌وتحلیل کنند تا به بازاریابان کمک کند در هر مرحله از فرآیند خرید، محتوای بهتری را به مخاطبان توصیه کنند.

در نسخه کامل این گزارش :

• به بازاریابان کمک می‌شود تا ارزیابی کنند چگونه از هوش مصنوعی برای تلاش‌های خود در زمینه بازاریابی محتوا استفاده کنند.• فرصت‌ها و برنامه‌های کاربردی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی را در هر مرحله از فرآیند بازاریابی محتوا -از تولید تا توزیع و ارزیابی- شناسایی می‌کند و ارزش این ابزارها را توضیح می‌دهد.

• بازاریابان را قادر می‌سازد تا اکوسیستم فعلی فناوری محتوای مبتنی بر هوش مصنوعی را برای کاربردهای بالقوه هوش مصنوعی در بازاریابی محتوا ارزیابی کنند.

منبع: hooshio.com

محدودیت ‌های یادگیری ماشین

محدودیت ‌های یادگیری ماشین

یادگیری ماشین چه‌کارهایی را می‌تواند انجام دهد و چه‌کارهایی را نمی‌تواند انجام دهد؟

پیش از هر چیز لازم است بدانیم که یادگیری ماشین یک قدرت مطلق نیست. از تحقیقات ۵۰ سال گذشته این‌گونه برمی‌آید که یادگیری ماشین یک نوع  روش کسب دانش بدون برنامه‌نویسی صریح است با مرزهای مشخص است. درست همانند محاسبات که همچون دیگر فرایندها دارای محدودیت‌های ذاتی است، محدودیت ‌های یادگیری ماشین نیز وجود دارند، محدودیت‌هایی که حتی باوجود استفاده از gpu ها و کامپیوترهای سریع نیز نمی‌توانیم بر آن‌ها غلبه کنیم. ممکن است این موضوع برای بسیاری از مشتاقان یادگیری ماشین ناامیدکننده به نظر برسد، اما باید بپذیریم که یادگیری ماشین قرار نیست ناجی همه‌چیز باشد. روش‌های دیگری برای دستیابی به اطلاعات وجود دارد و افراد علاوه بر “یادگیری” از این موارد نیز استفاده می‌کنند.

 

موانع یادگیری زبان

بگذارید به‌عنوان مثال اصلی، مشکل یادگیری زبان از طریق شنیدن را مثال بزنیم. این موضوع بیش از ۵۰ سال است که محل مناقشه و بحث‌های عمیق نه‌تنها در هوش مصنوعی بلکهر  فلسفه، زبانشناسی، روانشناسی، زیست‌شناسی و علوم اعصاب نیز بوده است. جالب است بدانید ما هنوز هم نمی‌دانیم چگونه انسان‌ها و به‌طور خاص کودکان از همان ۲ سالگی زبان اول خود را یاد می‌گیرند. در کنار کارهای شگفت‌انگیز زیادی که برای مستندسازی این فرایند صورت گرفته است تئورهای ختلفی نیز وجود دارد. درهرحال ، امروز نمی‌توانید از فروشگاه یک ماشین یادگیری مثل الکسا بخرید که در خانه شما بنشیند و هر آنچه را که در خانه شما صحبت می‌شود را بشنود و طی یک یا دو سال دیگر با شما شروع به صحبت کردن کند! ناراحت‌کننده است که باوجود میلیون‌ها سروری که در گوگل، آمازون، مایکروسافت و شرکت‌های بزرگ فناوری وجود دارد و البته ظرفیت بالای ذخیره‌سازی در مراکز داده، ما کماکان نمی‌توانیم این مشکل را حل کنیم!

شاید دارید به چت‌بات‌ها فکر می‌کنید. نه آن‌ها نمی‌توانند زبان را یاد بگیرند. اگر تاکنون از یکی از این برنامه‌ها استفاده کرده باشید دریکی دو دقیقه متوجه این موضوع خواهید شد.

اکنون، شما احتمالاً در مورد قدرت چشم‌گیر راه‌حل‌های یادگیری عمیق، مانند LSTM یا GRU در انجام کارهایی مانند ترجمه زبان شنیده‌اید. لازم است باز تکرار کنیم که این سیستم‌ها فاصله بسیار زیادی با یادگیری زبان دارند و حتی  در حال حاضر می‌توان گفت عملکرد آن‌ها در ترجمه زبان در مقایسه با انسان‌ها بسیار بد است. حتی مترجم گوگل نیز آن‌چنان کارآمد نیست. معماری LSTM و GRU نمی‌توانند زبان را “درک” کنند. آن‌ها مدل‌های آماری ساده‌ای ایجاد می‌کنند که برخی از اطلاعات مربوط به کلمات گذشته را حفظ می‌کنند و بیشتر در سطح جمله هستند. برای مثال مترجم گوگل کماکان قادر به درک اهمیت جنسیت در ترجمه های خود نیست.

محدودیت ‌های یادگیری ماشین

بنابراین، با توجه به این مثال از یادگیری زبان محدودیت ‌های یادگیری ماشین چیست؟ در اصل دو محدودیت وجود دارد، که برمی‌گردند به ذات یادگیری ماشین و همان‌طور که گفته شد این محدودیت‌ها با استفاده از داده‌های بیشتر و یا محاسبات قدرتمندتر قابل حل نیسنتد. به همین دلیل شناختن چنین مواردی بسیار مهم است ، به‌این‌ترتیب فرد متوجه می‌شود با یادگیری ماشین چه چیزی را می‌تواند انجام دهد و چه‌کاری را نمی‌تواند انجام دهد. همان‌طور که فیلسوف مشهور چینی کنفوسیوس سال‌ها پیش گفته است :

کسی که می‌داند چه چیزی را می‌داند و چه چیزی را نمی‌داند کسی است که واقعاً می‌داند

اولین محدودیت را در ۵۰ سال قبل مارک گلد در یک قضیه معروف اثبات کرده است. مطالعات زیادی نشان داده‌اند که کودکان نمونه‌های درست و مثبت زبان طبیعی را به یاد می‌سپارند. به‌طورکلی، والدین اشتباهات تلفظی و قواعدی کودکان را تصحیح نمی‌کنند، در عوض آنچه را که کودک در تلاش برای گفتن است تفسیر می‌کنند. همچنین کودکان نمی‌دانند که زبانی که قرار است یاد بگیرند چیست (درواقع اگر شما در آمریکا به دنیا آمده‌اید، به برخی ژن‌های جادویی “یادگیری انگلیسی” مجهز نیستید).

بنابراین آنچه گلد اثبات کرد این است که مهم نیست چند نمونه مثبت را ببینید؛ درهرصورت یک سیستم یادگیری ماشین هرگز نمی‌تواند گرامری مستقل از متن استنتاج کند که رشته‌های زبان را تولید می‌کند. فرض کنید به شما رشته‌هایی داده‌اند که با استفاده از زبان مستقل از متن ناشناخته تولیدشده‌اند. مهم نیست که چند رشته را می‌بینید و چه مقدار توان محاسبه در دسترس دارید، به‌هرحال هیچ‌وقت نمی‌توانید بگویید که قواعد تولید زبان را دقیقاً مشخص کرده‌اید. این واقعاً نتیجه خیره‌کننده‌ای بود.

ازآنجاکه زبان‌های ژاپنی و انگلیسی و آلمانی و فرانسوی از زبان‌های مستقل از  متن قدرتمندتر هستند ، باید بدان معنی باشد که فضای زبان‌های موجود در مغز ما همه مستقل از متن و یا همه حساس به متننیستند اما برخی از طبقه‌های محدودتر هستند که فقط از نمونه‌های مثبت قابل‌شناسایی است. اما طبقهچیست؟ زبان شناسان ۵۰ سال است که به دنبال آن هستند، و هنوز پاسخ آن را پیدا نکرده‌اند، اگرچه پیشرفت‌های زیادی صورت گرفته است.

اما به محدودیت دوم بپردازیم. محدودیتی که خود ریشه در محدودیت ذاتی دو اصل یادگیری ماشین دارد؛ یعنی احتمال و آمار. امروزه، این دو حیطه ریاضی نه‌تنها در یادگیری ماشین بلکه در بسیاری از زمینه‌های دیگر علوم و مهندسی فوق‌العاده قدرتمند و مفید هستند. با این اوصاف سخت بتوان با این ادعا مخالفت کرد که کار فیشر در آزمایش‌های تصادفی و برآورد حداکثر احتمال یکی از نقاط عطف تحقیقات در قرن بیستم بود، کاری که بسیاری از موارد دیگر را نیز ممکن ساخت. همان‌طور که نیمان، پیرسان، روبین و اخیراً پیرل نشان داده‌اند، بااین‌حال، استدلال آماری ذاتاً محدود است. نظریه احتمال نمی‌تواند ماهیت علیتی جهان را فاش کند. با این تئوری نه می‌توان فهمید که صاعقه باعث رعدوبرق می‌شود و نه می‌توان فهمید بیماری‌ها باعث بروز علائم می‌شوند. بنابراین با استناد به ‌احتمال، آمار و یادگیری ماشین نمی‌توان این موارد را تعیین کرد. یک‌بار دیگر باید تأکید کنیم که این ‌یک محدودیت ذاتی است و نمی‌تواند با داده‌های بیشتر، سیستم‌های بیشتر و پول بیشتر این مشکل را برطرف کرد.

بنابراین، در پایان باید این واقعیت را قبول کرد که علم داده باوجود تعهد و تمام توان بالقوه خود، نمی‌تواند نقطه پایانی بر این ماجرا باشد. درهرصورت یک ‌راه‌حل اعجاب‌انگیز برای مشکل هوش مصنوعی، مساله یادگیری زبان و مشکل کشف علت با استفاده از مشاهده وجود ندارد و باید ابزارهای بیشتری تهیه کرد. به‌عنوان مثال ، پیرل و روبین دقیقاً چنین نظریه احتمالی مانند نظریه نتیجه احتمالی و عملگرهای do-calculus را توسعه داده‌اند. توصیه می‌کنیم جدیدترین کتاب پیرل به نام “چرا” را بخوانید. این کتاب سه سطح معماری شناختی دارد. در پایین‌ترین سطح، مدل‌سازی آماری از مشاهده قرار دارد، در دومین لایه استدلال علیتی با مداخلات و در لایه‌ی بالا  استدلال تخیلی با خلاف واقع قرار دارد. این یکی از جالب‌ترین ایده‌های اخیر در مورد چگونگی گسترش علم داده است و می‌توان به‌نوعی آن را “علم تخیل” نامید، حوزه‌ای که هنوز وجود ندارد، اما احتمالا طی دهه‌های آینده وقتی که محدودیت ‌های یادگیری ماشین و عام داده آشکارتر می‌شود محبوبیت بیشتری پیدا خواهد کرد.

این بدین معنی نیست که علم داده مفید نیست، بسیار هم مفید است و می‌توان از آن برای مدل‌سازی بسیاری از پدیده‌ها استفاده کرد ، از شبکه‌های اجتماعی گرفته تا بیماری‌های پزشکی و مشکلات اجتماعی مانند تیراندازی در مدارس. بااین‌حال بسیار حیاتی است که بدانید علم داده به شما نمی‌گوید که چگونه این مشکلات را حل کنید! بله، تیراندازی در مدارس یک لکه ننگ در محیط آموزشی آمریکا است و می‌توان با به‌کارگیری علم داده و یادگیری عمیق مدل‌های مفصلی ساخت که خلاصه‌ای از وقایع مربوط به تیراندازی در مدارس را  به شما بدهد.

اما مشکل این نیست. مسئله واقعی، مداخله است! چگونه می‌توان تیراندازی در مدارس را کاهش داد یا از بین برد؟ همان‌طور که پریل استدلال می‌کند، مداخلات ربطی به مسائل آماری ندارد و توزیع احتمالات  به‌خودی‌خود ، نسخه‌ای برای تغییر ندارد.

برخی از مداخلات ارائه‌شده برای کاهش خشونت اسلحه شامل ممنوعیت فروش اسلحه، بررسی دقیق سابقه خریداران احتمالی اسلحه، تجهیز معلمان به اسلحه (به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور آمریکا موافق این راهکار است) و حتی لغو قانون آزادی اسلحه است. تمام این‌ها به‌نوعی مداخله محسوب می‌شود. آن‌ها خشونت‌های مرتبط با اسلحه را به‌نوعی کاهش می‌دهند. کدام‌یک مؤثرترین مداخله است؟ سؤال واقعی این است، و متأسفانه علم داده پاسخی برای این سؤال نخواهد داشت، زیرا به مدل‌های علی (مدل لایه ۲ معماری شناختی پریل) نیاز دارد.

درک مداخلات کلید اصلی برای  کاهش خشونت مرتبط با اسلحه و بسیاری از مشکلات دیگر جامعه است.

تغییرات اقلیمی را در نظر بگیرید. ما می‌توانیم انبوهی از داده‌های  مربوط به گرمایش جهانی را جمع‌آوری کنیم و از یادگیری عمیق برای ساخت مدل‌های پیشرفته انتشار دی‌اکسید کربن استفاده کنیم. اما بازهم سؤال مهمی که در اینجا وجود دارد این است که چه مداخله‌ای لازم است؟ آیا باید اتومبیل‌ها و کامیون‌های بنزینی را به‌طور کامل از رده خارج کنیم؟ این موضوع چقدر برای ما زمان می‌خرد؟ پیش‌بینی‌های ترسناکی وجود دارد که نشان می‌دهند نقشه ایالات‌متحده در طی ۱۰،۰۰۰ سال چگونه به نظر می‌رسد. بنابراین، عواقب ناشی از گرم شدن کره زمین کاملاً نگران‌کننده است و درنهایت بقای ما به‌عنوان یک‌گونه را تهدید می‌کند.

پس سؤال این است که در این مورد چه باید کرد؟ چه مداخلاتی بیشترین تأثیر را خواهند داشت و چگونه باید آن‌ها را اجرا کرد. توجه داشته باشید این علم داده نیست. وقتی مداخله می‌کنید ( فرض کنید شهری مانند پکن یا لندن تصمیم دارد مقررات جدید ترافیکی را وضع کند و در یک روز به  پلاک‌های زوج اجازه تردد در شهر دهد و روز دیگر پلاک فرد) توزیع داده‌های اساسی را ازآنچه در حال حاضر است تغییر می‌دهید، و بنابراین ، تمام داده‌های قبلی شما بی‌فایده می‌شود.

بنابراین، مدل‌های علت و معلولی برای درک طیف وسیعی از چالش‌های اجتماعی که در قرن بیست و یکم رواج پیداکرده‌اند، کاملاً موردنیاز است. اگر هوش مصنوعی می‌خواهد در بهبود جامعه مشارکت داشته باشد بستگی به این دارد که محققان این حوزه محدودیت ذاتی پارادایم فعلی که یادگیری ماشین آماری است را درک کنند و این موضوع را تبیین کنند که ما به‌عنوان یک جامعه چرا باید به سمت پارادایم‌های قوی‌تر حرکت کنیم. حیات ما به‌عنوان یک‌گونه ممکن است به توسعه پارادایم بعدی هوش مصنوعی که قدرتمندتر از علم داده است بستگی داشته باشد.

همچنین، تنها کاری که کماکان به دلیل یادگیری خودکار بدون نظارت موفق به انجام آن نشده‌ایم، تنوع کارکردهایی است که هوش مصنوعی می‌تواند انجام دهد. یادگیری ماشین همچنین در جایگزین کردن کارهایی همچون درک معانی از متن و بازی‌های ویدیویی پیچیده سه‌بعدی موفق نشده است.  ایجاد یک هوش مصنوعی که انسان‌ها را در بازی شطرنج و بازی‌های ویدئویی شکست بدهد  یا حتی برای تشخیص بیماران و انجام عمل‌های جراحی کاملاً ممکن است. اما در حال حاضر، آن‌ها فقط برای یک نوع استفاده تعریف‌شده‌اند. آن‌ها هنوز قادر به یادگیری چیزهای کاملاً ناشناخته و تولید آن نیستند و حتی نمی‌توانند آن را بهبود ببخشند. در حال حاضر ما تقریباً در این نقطه قرار داریم.

شما در مورد محدودیت ‌های یادگیری ماشین چه فکر می کنید؟

منبع: hooshio.com

هوش مصنوعی انقلابی در پردازش اطلاعات


با شتابی که هوش مصنوعی دارد پیشرفت می‌کند و رد پایش در جای جای زندگی و کارمان پیداست، در آینده‌ای نه چندان دور بخش مهمی از زندگی ما را در بر خواهد گرفت. روزی می‌رسد که هوش مصنوعی علاوه بر اینکه به ما پیشنهاد می‌کند چه آهنگی گوش کنیم یا چه رنگ لباسی به پوست‌مان می‌آید، به جای پزشک و قاضی و پلیس هم تصمیم‌گیری می‌کند.

 

ایده خلق کردن موجودات هوشمندی که بتوانند کارهای انسان را انجام دهند، به اسطوره‌ها برمی‌گردد. انسان از وقتی که می‌توانسته خیال پردازی کند، همیشه به دنبال خلق کردن موجوداتی بوده که تحت فرمان او باشند و دستوراتش را اجرا کنند. البته که ساخت چنین موجودی به همین سادگی‌ها نیست و هنوز که هنوز است بشر موفق به ساخت آن نشده و فعلا در حد همان خیال پردازی‌های فیلم‌های علمی – تخیلی مانده است.

اولین تلاش انسان برای ساخت ماشینی که به جای انسان کار کند و تصمیم بگیرد، به حدود قرن ۱۷ می‌رسد. در جنگ جهانی دوم، تصمیم‌گیری و محاسبات سریع برای شکستن پیام‌های رمزی دشمن، به قدری مهم شد که آلن تورینگ (پدر هوش مصنوعی جهان) ساخت ماشین رمز شکن را آغاز کرد. داستان اختراع ماشین‌ها با قابلیت‌های مختلف، دستمایه ساخت فیلم‌های علمی – تخیلی زیادی شده است، همچنین که داستان ساخت اولین ماشین توسط آلن تورینگ، موضوع یکی از همین فیلم‌هاست.

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی برنامه‌ای الهام گرفته شده از هوش انسانی است که روی ماشین‌ها پیاده‌سازی می‌شود. به این ترتیب ماشین می‌تواند همان کارهایی را که یک انسان انجام می‌دهد را در زمانی کوتاه‌تر و با دقتی بیشتر انجام دهد.

برنامه‌ها اغلب روی سیستم‌های کامپیوتری پیاده سازی می‌شوند و به واسطه این برنامه، کامپیوتر می‌تواند درمورد مسائلی که در اختیارش قرار می‌دهند تصمیم بگیرد، برنامه‌ریزی کند یا نتیجه را پیش‌بینی کند.

تصمیم‌گیری‌های هوش مصنوعی بر اساس الگوریتم‌هایی است که قابلیت درک شرایط را دارند و بر مبنای استدلال و حل مسئله مانند یک انسان هستند. بنابراین هوش مصنوعی می‌تواند در زمینه دانش‌های متفاوتی مانند فلسفه، زبان‌شناسی، ریاضی، روانشناسی، عصب‌شناسی، تئوری کنترل، احتمالات، بهینه‌سازی و فیزیولوژی استفاده شود و کمک بزرگی به تصمیم‌گیری‌های انسان باشد.

هوش مصنوعی با استفاده از الگوریتم‌ها، پردازش‌هایی روی اطلاعات و داده‌های موجود انجام می‌دهد تا بر اساس نتایج آن تصمیمات لازم برای بهبود کار را بگیرد.

حجم و تنوع زیاد داده‌های موجود در کنار هزینه پایین محاسبات و ذخیره سازی داده‌ها باعث شده مدل‌هایی ساخته شوند تا از روی این داده‌ها، اطلاعات مفید استخراج شود. سیستم‌های سنتی نرم‌افزاری این قابلیت را ندارند، در عوض هوش مصنوعی همان چیزی است که می‌تواند با استخراج داده‌های مفید از بین داده‌های موجود، چراغ روشنی در دل داده‌های تاریک باشد.

کاربردهای فراوان هوش مصنوعی در کسب و کارها

یکی از پیشرفت‌های ویژه‌ای که کسب و کارها می‌توانند داشته باشند، استفاده از هوش مصنوعی است که موجب تمایز و به دنبال آن افزایش کارآمدی و سودآوری آن‌ها می‌شود. در همین راستا شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی،خدماتی ارائه می‌دهند که باعث بهبود عملکرد کسب و کارها می‌شود. زمینه‌های زیادی برای استفاده از هوش مصنوعی وجود دارد. به عنوان مثال هوش مصنوعی توان ارائه خدمات در حوزه‌های زیر را دارد:

– در حوزه‌های مالی مانند مدیریت ریسک، اعتبارسنجی مشتریان، پیش‌بینی آینده بازارهای مالی و عامل معامله‌گر هوشمند

– در حوزه‌های بینایی ماشین مانند تشخیص چهره، تحلیل ویدیو، ocr و تشخیص اشیا

– در حوزه‌های پردازش گفتار مانند بازشناسی گفتار، سنتز گفتار، شناسایی گوینده، چت بات، تحلیل معنایی متون، تحلیل احساسات، جستجوگر معنایی

– و دیگر حوزه‌ها مانند پیشنهاددهنده‌ها برای سایت‌های فروش، داشبوردهای تحلیلی و مدیریتی تا حوزه‌های آموزش و تفریحی

این فناوری نوین دریچه‌ای جدید به روی ابعاد مختلف زندگی بشر گشوده است تا سرعت پیشرفت دو چندان شده و دنیایی بهتر داشته باشیم.

منبع: hooshio.com